شیر داغ می نوشم، توی بالکن سرد، تاریک. و به چراغ های روشن دور دست نگاه می کنم.
برچسب:
نویسنده: آدرین رضایی
برچسب:
نویسنده: آدرین رضایی
نامه هاموپاره کردم وقتی می خونی که نیست. هر چی اینجا با تو ساختم خوب می دونی که نیست
تو منو به بند کشیدی توی زندونی که نیست
/ یراحی
برچسب:
نویسنده: آدرین رضایی
نمی تونم روی کارم تمرکز داشته باشم. خودم رو بی رمق حس میکنم. شام نمی خورم. مسواک میزنم و میام تو تخت. قرص نمی خورم. هیچی حتا قرص های همیشگیم رو.
برای اولین بار دلم میخواد کاش یه حامی داشتم. یه دست گرم روی پیشونیم. یه بوسه.
برچسب:
نویسنده: آدرین رضایی
*آرمان گرشاسبی
برچسب:
نویسنده: آدرین رضایی